السلمي

393

مجموعة آثار السلمي

است كه من با ايشان ديدار داشته‌ام واز كساني است كه در پاكيزه ساختن وسامان بخشيدن به مذهب تصوف عنايت وهمت بسيار داشته وكوشيده است آن را براساس آثار واخلاق پيشروان اين طريقت استوار كند وآنچه را از طريق اشخاص نااهل بدان راه يافته است از مآثر رجال اصلى آن جدا سازد . زيرا حقيقت اين مذهب از ديدگاه أو ، متابعت رسول ( ص ) است در آنچه آن حضرت تشريع وتبليغ فرمود ونشر داد وپس از أو پيشوايان أهل حقيقت از علماء متصوفه وراويان آثار وفقيهان صاحب رأى » . « 13 » 4 ) موضوع ديگرى كه آن را بر سلمى عيب گرفته‌اند تواجد در سماع است ، كه ظاهرا به موافقت وهمراهى فقرا بدان اقدام كرده است . ليكن دلائل نشان مىدهد كه أو تواجد را به معنائى در نظر داشته كه از ارزش ومقام صوفي چيزى نمىكاهد . أو تواجد را زائيدهء سماع نمىداند بلكه آن را نوعي نشوهء روحي معرفى مىكند كه چون مشكلى از معاني براي متواجد گشوده شود ، عارض أو مىگردد وسماع هيچگونه دخالتى در ايجاد آن ندارد ، حركات تواجد چيزى جز اهتزاز ونشاط ناشى از پيروزى در كشف اسرار پيچيده نيست . اين مطلب را دو حكايت تأييد مىكند كه سبكى در شرح أحوال سلمى آورده است . حكايت أول . روزى ميان أبو القاسم قشيرى وأبو على دقّاق ذكرى از أبو عبد الرحمن سلمى پيش آمد . قشيرى گويد « من نزد أبو على دقّاق بودم ، سخن از سلمى وتواجد أو در سماع به موافقت فقرا به ميان آمد . أبو على گفت : براي چون أو كسى بدان حال كه أو است سكون شايسته‌تر از تواجد است ، به نزد أو برو ، اكنون أو در كتابخانه‌اش نشسته است . بر روى كتابها يك كتاب چهارگوشهء زردرنگ است كه در آن اشعار حلاج نوشته شده ، آن را بردار وبدون آنكه چيزى بگوئى بازگرد . وقت گرمگاه بود من اندر شدم وى اندر كتابخانه بود وآن مجلّد همچنان كه أو گفت نهاده بود . چون من بنشستم شيخ أبو عبد الرحمن در سخن آمد ، گفت : بعضي از مردمان انكار مىكنند بر كسى از علماء كه حركت در سماع مىكند ، مر وى را روزى در خانه خالى ديدند وأو مىگشت چون متواجدى ، پرسيدند أو را از حال أو ، گفت : مسأله‌اى مشكل بود مرا ، معنى آن بدانستم از شادى خويشتن را فرو نتوانستم داشت ، تا برخاستم ومىگشتم ، مرا گفت : حال ايشان همچنان بود . » « 14 » « * »

--> ( 13 ) . حلية الأولياء ، ج 2 ، ص 25 . ( 14 ) . طبقات الشافعية ، ج 3 ، ص 61 . ( * ) اين حكايت عينا در ترجمهء رسالهء قشيريه آمده ، پاراگراف داخل گيومه نقل عبارت آن كتاب است . ر ك ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 376 ، تصحيح فروزانفر ، تهران 1345 . - م .